مناسبت هفته


مطالب خواندنی اس ام اس-معما-عکس-مذهبی -آموزش_دانلود-آپلود-طنز-استان ایلام
در آنچه خداوند بر تو بخشيده است، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همانگونه كه خدا به تو نيكي كرده است نيكي كن و هرگز فساد در زمين منما كه خدا مفسدان را دوست ندارد. قصص آیه ۷۷
و هرگاه نعمت و رحمتى به انسان بچشانيم و سپس آن را از او برگيريم او مأيوس و نوميد مىشود و به كفران و ناسپاسى بر مىخيزد. هود آیه ۹
آيا كسى كه در دل شب به طاعت خدا و سجده و قيام بسر برد و از آخرت ، هراسناك ، و به رحمت حق اميدوار باشد، با كسى كه در كفر و گناه است يكسان است ؟ زمر آیه ۹
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ و مانند كساني نباشند كه قبلا به آنها كتاب آسماني داده شد، سپس زماني طولاني بر آنها گذشت آنگاه دلهايشان سخت شد و بسيارى از آنان نافرمان بودند. حدید آیه ۱۶
بگو ای بندگان من که بر خود زیاده روی روا داشتید از رحمت خدا نا امید نشوید در حقیقت خداوند تمام گناهان را می امرزد که او خود امرزنده و مهربان است . زمر آیه ۵۳
از رحمت خدا نا امید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نا امید نیست. یوسف آیه ۸۷
پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم. بقره آيه ۱۵۲
كسانى كه ايمان آوردهاند و ايمانشان را به شرك نيالودهاند،امنيت مال آنها است، و آنها هدايت يافتگانند. انعام آیه ۸۲
کسی که دیدار پروردگارش را تمنامی کند ،عمل صالح بجای بیاورد و در عبادت پروردگارش هیچ کس را شریک قرار ندهد .کهف آیه ١١٠
زندگانی دنیا چیزی جز متاع فریبنده نیست . آل عمران آیه ۱۸۵
¯خموشی دری از درهای حکمت است¯
¯عبادت، بسياري روزه و نماز نيست و همانا عبادت،انديشه زياد نمودن در امر خداست¯
¯بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد¯
¯دانش گنجینه ای دربسته و کلید آن سؤال است¯
فقر، مرگ بزرگ است ! . حضرت علی(ع)
اي فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنيد، براي ديگران اندوخته ايد.حضرت علی(ع)
كسي كه درخت شخصيت او نرم و بي عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است. حضرت علی(ع)
حسادت بر دوست، از آفات دوستي است. حضرت علی(ع)
داوري با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است. حضرت علی(ع)
بدترين توشه براي قيامت، ستم بر بندگان است. حضرت علی(ع)
خود را به بي خبري نماياندن از بهترين كارهاي بزرگان است. حضرت علی(ع)
آن كس كه لباس حيا بپوشد كسي عيب او را نبيند.حضرت علی(ع)
ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است. حضرت علی(ع)
سنگ غصبي در بناي خانه، ماية ويران شدن آن است. حضرت علی(ع)



خوب و بد اشتباه را بگذارید
شیطان و من و گناه را بگذارید
میخواهم از این به بعد، آدم باشم
لطفا سر من کلاه را بگذارید جلیل صفربیگی
با عشق طلسم گرگ را میشکنیم
شب-این قفس سترگ-را میشکنیم
هرچند تبر به دوشمان نیست ولی
یک روز بت بزرگ را می شکنیم جلیل صفربیگی
هر چند كه خسته ايم از اين حال نيا!
شرمنده! اگر ندارد اشكال نيا!
ما خط تمام نامه هامان كوفي است
آقاي گلم زبان من لال نيا! جلیل صفربیگی
هر چند كه بيمار تو هستيم همه
ديوانه ي ديدار تو هستيم همه
بين خودمان بماند آقا عمري است
انگار طلب كار تو هستيم همه جلیل صفربیگی
هر روز به ما اگر كه سر هم بزني
بر ريشه ي خواب ما تبر هم بزني
آقا تو كه خوب مي شناسي ما را
زنگ در خانه را اگر هم بزني... جلیل صفربیگی
يك عمر تو زخم هاي ما را بستي
هر روز كشيدي به سر ما دستي
شعبان كه به نيمه مي رسد آقا جان!
ما تازه به يادمان مي آيد هستي! جلیل صفربیگی
هم چاه سر راه تو بايد بكنيم
هم اينكه از انتظار تو دم بزنيم
اين نامه ي چندم است كه مي خواني
داريم ركورد كوفه را مي شكنيم جلیل صفربیگی
فریاد حسین را شنیدیم همه
از کوفه به سوی او دویدیم همه
رفتیم به کربلا ولی برگشتیم
از شمر امان نامه خریدیم همه جلیل صفربیگی
این سنگ خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند جلیل صفربیگی
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست
در هر قفسی، کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب یعنی...
توی چمدان ماه، خورشیدی هست جلیل صفر بیگی
چندی است که سخت از خودم لبریزم
آن گونه که باید از خودم بگریزم
انگار که شیر آب هرزی هستم
چک چک چک چک به پای خود می ریزم جلیل صفربیگی
در زد کسی انگار که مهمان داریم
در سفره گرسنگی فراوان داریم
امروز پدر ابر زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم جلیل صفربیگی
انگار همیشه جای یک تن خالی ست
این بار کسی نیست نه!اصلن خالی ست
یک نیمکت نشسته دارم در خود
جای دو نفر همیشه در من خالی ست جلیل صفربیگی
این چشم دریده چشمه ی فریاد است
پژواک سکوت سنگ ها در باد است
با من به چه چیز زندگی خیره شده
این آینه ای که کور مادر زاد است؟ جلیل صفربیگی
لنگه های چوبی در حیاطمان
گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند
محکمند !
خوش به حالشان
که لنگه ی همند ..... جلیل صفربیگی
تخمی از لانه بیرون می افتد
و می شکند
زندگی
بچه گنجشکی را غافلگیر می کند! جلیل صفربیگی
از پل های زیادی پریده ام
در رودخانه های بسیاری غرق شده ام
بارها
شاخ به شاخ شده ام با زندگی
بارها
گلوله خورده ام
و بارها
مرده ام
عشق
از من یک بدل کار حرفه ای ساخته است جلیل صفربیگی
پرواز چه لذتی دارد
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی جلیل صفربیگی
مانند علفهای لب مردابیم
خوابیم و همیشه تا کمر در خوابیم
مرگ آمده است زندگی را بخورد
ما هم گاهی کرم سر قلابیم جلیل صفر بیگی
در حنجره هاي ما صدا را بفشار
صوت و سخن و حرف و هجا را بفشار
تاريكي از اين قشنگ تر مي خواهي؟
اي مرگ بيا گلوي ما را بفشار جلیل صفربیگی
كتابي فرخنده بر تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن تدبير كنند و خردمندان از آن پند گيرند. ص آیه ۲۹
بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به یکدیگر و رقابت در افزایش اموال و فرزندان است . همانند باراني كه محصولش كشاورزان را در شگفتي فرو ميبرد ، سپس خشك ميشود به گونهاي كه آن را زرد رنگ ميبيني،سپس خس و خاشاک گردد ... زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست. حدید آیه ۲۰
در روی زمین به تکبر راه مرو که نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز قامتت به بلندای کوهها نمی رسد. اسراء آیه ۳۷
بندگان خاص خداوند رحمان،كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبّر بر زمين راه مىروند؛وهنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]، به ملايمت پاسخ مىدهند. فرقان آيه ۶۳
در آنچه خداوند بر تو بخشيده است، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همانگونه كه خدا به تو نيكي كرده است نيكي كن و هرگز فساد در زمين منما كه خدا مفسدان را دوست ندارد. قصص آیه ۷۷
و هرگاه نعمت و رحمتى به انسان بچشانيم و سپس آن را از او برگيريم او مأيوس و نوميد مىشود و به كفران و ناسپاسى بر مىخيزد. هود آیه ۹
آيا كسى كه در دل شب به طاعت خدا و سجده و قيام بسر برد و از آخرت ، هراسناك ، و به رحمت حق اميدوار باشد، با كسى كه در كفر و گناه است يكسان است ؟ زمر آیه ۹
خدایا...
خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”
اما به دیگران هم دلسپرده ام
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”
اما به دیگران هم تکیه
کرده ام
اما رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم....
يكى، در پيش بزرگى از
فقر خود شكايت مىكرد و سخت مىناليد . گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته
باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض
نمىكنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مىكنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .
گفت:
پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است . باز شكايت
دارى و گله مىكنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى
از مردمان عوض كنى و خود را خوشتر و خوش بختتر از بسيارى از انسانهاى
اطراف خود مىبينى . پس آنچه تو را دادهاند، بسى بيشتر از آن است كه
ديگران را دادهاند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت
بيشترى هستى!